بسم اللهیا اله العاصینننوشتم و ننوشتم تا تسلیم روزی شوم که بهانه به قلمم می دهد. بهانه ای که برای آخرین بار بنویسم. شاید امروز، همان روزی است که مرا تسلیم خود کرد. رأس ساعت 00:00 به وقت تهران!راستی نگفته بودم که خیلی وقت پیش با علی یک قرار مردانه گذاشتیم. قرار گذاشتیم که هر وقت می خواهیم قرار بگذاریم، به وقت تهران باشد. از آن موقع به بعد عادت کردیم که دنیا را با عیار ایرانی بسنجیم.تعجبی ندارد که قلم آدم از یک جایی به بعد ننویسد!آدم از یک جایی به بعد حرفی برای گفتن ندارد؛ اشکی برای ریختن ندارد؛ قلمی برای نوشتن ندارد. آدم از یک روز به بعد کسی را هم برای "بودن" ندارد. آدم، از آن روز به بعد دیگر نیست.روز تسلیم برای خیلی ها روز مرگشان است؛ و برای بعضی ها چند صباحی قبل ترش. مهم این است که هست؛ حالا کمی این طرف تر؛ کمی آن طرف تر...مثل همیشه از مقدمات بگذریم...گاهی وقت ها هم آدم گیر می کند. بین گفتن و نگفتن. بین نوشتن و ننوشتن. بین رفتن و نرفتن. من این جور موقع ها یک حالت سومی برای خودم تعریف می کنم. یعنی اصلاً خودم را بین دو حالتی که مرا گیر انداخته اند، گیر نمی اندازم. اصل ماجرا ر نافلسفانه 007...
ما را در سایت نافلسفانه 007 دنبال میکنید
برچسب: یا مرایتی الیسا mp3,یا مرایتی,يا مرايتي اليسا,یا مرا غار مرا,یا مرایتی از الیسا,یا مرا بخر یا بدوان,یا مرا با خود ببر,يا مرايتي كلمات,يا مرايتي,يا مرايتي اليسا كلمات, نویسنده: بازدید: 107 تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 23:16